خاطرات یه عاشق شکست خورده . . .

اگه يه روز از خواب پاشدي, بهت گفتن تمام زندگيت فيلم بوده، اسم فيلم رو چي مي ذاشتي?

 

جوابتونو تو قسمت نظرات بگو بم

 

 

منتظرم

----------------------------- ----------------------- -----------------------

           
پنج شنبه 1 ارديبهشت 1390برچسب:, :: 19:20
کیمیا

 

 

میدونم هر چه باشه تو اخراش مال منی
میمونی کنار من ازم دل تو نمی کنی
خیلی دوست دارم بهم بگی از همین روزها من دوستم داری
می بینی هیچ کسی اینجوری عاشق نمیشه
می بینی نازچشات دیگه نمی کشه
حال می بینی برو هرجاکه میخای تمام دونیا را بگرد دیگه مثل من پیدا نمی شه
یدفه امدی و شدی تمام زندگیم
شدی بهترین من تنها دلیل عاشقی
بیا که دلم فقط با دل تو پر میکشه
قلب من بی دون تو نمی تونه نمی کشه
من تو چشمات میخونم تو ام حواست به منه
دیگر هر کار کنم دلم باسه تو میزنه
می بینی هیچ کی اینجوری عاشق نمیشه
می بینی ناز چشات دیگه نمی کشه

----------------------------- ----------------------- -----------------------

           
چهار شنبه 31 فروردين 1390برچسب:, :: 13:46
کیمیا

 

 

قطار می رود
 

تو می روی
 

تمام ایستگاه می رود
 

ومن چقدر ساده ام
 

که سال های سال
 

.........

در انتظار تو
 

کنار این قطار رفته ایستاده ام
 

و همچنان
 

به نرده های ایستگاه رفته
 

تکیه دادم

----------------------------- ----------------------- -----------------------

           
چهار شنبه 31 فروردين 1390برچسب:, :: 13:24
کیمیا

 

 

با هرچه عشق
نام ِتو را می توان نوشت

با هر چه رود
... راهِ تو را می توان سرود

بیم از حصار نیست
که هر قفل ِکهنه را

با دست های روشن تو
... می توان گشود

----------------------------- ----------------------- -----------------------

           
چهار شنبه 31 فروردين 1390برچسب:, :: 13:17
کیمیا

 

 

دستمال کاغذی به اشک گفت:

قطره قطره‌ات طلاست

یک کم از طلای خود حراج می‌کنی؟

عاشقم !

با من ازدواج می‌کنی؟

اشک گفت:

ازدواج اشک و دستمالِ کاغذی!

تو چقدر ساده‌ای

خوش خیال کاغذی!

توی ازدواج ما

تو مچاله می‌شوی

چرک می‌شوی و تکه‌ای زباله می‌شوی

پس برو و بی‌خیال باش

عاشقی کجاست!

تو فقط

دستمال باش!

دستمال کاغذی، دلش شکست

گوشه‌ای کنار جعبه‌اش نشست

گریه کرد و گریه کرد و گریه کرد

در تن سفید و نازکش دوید

خونِ درد

آخرش، دستمال کاغذی مچاله شد

مثل تکه‌ای زباله شد

او ولی شبیه دیگران نشد

چرک و زشت مثل این و آن نشد

رفت اگرچه توی سطل آشغال

پاک بود و عاشق و زلال

او با تمام دستمال‌های کاغذی فرق داشت

چون که در میان قلب خود

دانه‌های اشک کاشت

----------------------------- ----------------------- -----------------------

           
چهار شنبه 31 فروردين 1390برچسب:, :: 13:10
کیمیا

 

روزگاری یک کشاورز در روستایی زندگی می کرد

که باید پول زیادی را که از یک پیرمرد قرض گرفته بود، پس می داد.

کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلی ها آرزوی ازدواج با او را داشتند.

وقتی
پیرمرد طمعکار متوجه شد کشاورز نمی تواند پول او را پس بدهد،

پیشهاد یک
معامله کرد و

گفت اگر با دختر کشاورز ازدواج کند بدهی او را می بخشد،

و
دخترش از شنیدن این حرف به وحشت افتاد و پیرمرد کلاه بردار برای اینکه
حسن نیت خود را نشان بدهد

گفت : اصلا یک کاری می کنیم،

من یک سنگریزه
سفید و یک سنگریزه سیاه در کیسه ای خالی می اندازم،

دختر تو باید با
چشمان بسته یکی از این دو را بیرون بیاورد.

اگر سنگریزه سیاه را بیرون
آورد باید همسر من بشود و بدهی بخشیده می شود

و اگر سنگریزه سفید را
بیرون آورد لازم نیست که با من ازدواج کند و بدهی نیز بخشیده می شود،

اما
اگر او حاضر به انجام این کار نشود باید پدر به زندان برود.

این گفت و گو در جلوی خانه کشاورز انجام شد

و زمین آنجا پر از سنگریزه
بود.

در همین حین پیرمرد خم شد و دو سنگریزه برداشت. دختر که چشمان
تیزبینی داشت متوجه شد او دو سنگریزه سیاه از زمین برداشت و داخل کیسه
انداخت.

ولی چیزی نگفت !

سپس پیرمرد از دخترک خواست که یکی از آنها را از کیسه بیرون بیاورد.

تصور کنید اگر شما آنجا بودید چه کار می کردید ؟

چه توصیه ای برای آن دختر داشتید ؟

اگر خوب موقعیت را تجزیه و تحلیل کنید می بینید که سه امکان وجود دارد :

1ـ دختر جوان باید آن پیشنهاد را رد کند.

2ـ هر دو سنگریزه را در بیاورد و نشان دهد که پیرمرد تقلب کرده است.

3ـ یکی از آن سنگریزه های سیاه را بیرون بیاورد و با پیرمرد ازدواج کند
تا پدرش به زندان نیفتد.

لحظه ای به این شرایط فکر کنید.

هدف این حکایت ارزیابی تفاوت بین تفکر
منطقی و تفکری است که اصطلاحا جنبی نامیده می شود.

معضل این دختر جوان را
نمی توان با تفکر منطقی حل کرد.

به نتایج هر یک از این سه گزینه فکر کنید، اگر شما بودید چه کار می کردید ؟!

و این کاری است که آن دختر زیرک انجام داد :

دست خود را به داخل کیسه برد و یکی از آن دو سنگریزه را برداشت

و به سرعت
و با ناشی بازی، بدون اینکه سنگریزه دیده بشود،

وانمود کرد که از دستش
لغزیده و به زمین افتاده.

پیدا کردن آن سنگریزه در بین انبوه سنگریزه های
دیگر غیر ممکن بود.

در همین لحظه دخترک گفت :

آه چقدر من دست و پا چلفتی هستم !

اما مهم
نیست. اگر سنگریزه ای را که داخل کیسه است دربیاوریم معلوم می شود
سنگریزه ای که از دست من افتاد چه رنگی بوده است….

و چون سنگریزه ای که در کیسه بود سیاه بود،

پس باید طبق قرار، آن سنگریزه
سفید باشد. آن پیرمرد هم نتوانست به حیله گری خود اعتراف کند

و شرطی را
که گذاشته بود به اجبار پذیرفت و دختر نیز تظاهر کرد که از این نتیجه
حیرت کرده است.

نتیجه ای که 100 درصد به نفع آنها بود.

1ـ همیشه یک راه حل برای مشکلات پیچیده وجود دارد.

2ـ این حقیقت دارد که ما همیشه از زاویه خوب به مسایل نگاه نمی کنیم

----------------------------- ----------------------- -----------------------

           
چهار شنبه 31 فروردين 1390برچسب:, :: 13:1
کیمیا

 

من که از آتش دل چون خم می در جوشم مهر بر لب زده خون می‌خورم و خاموشم

قصد جان است طمع در لب جانان کردن تو مرا بین که در این کار به جان می‌کوشم

من کی آزاد شوم از غم دل چون هر دم هندوی زلف بتی حلقه کند در گوشم

حاش لله که نیم معتقد طاعت خویش این قدر هست که گه گه قدحی می نوشم

هست امیدم که علیرغم عدو روز جزا فیض عفوش ننهد بار گنه بر دوشم

پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت ناخلف باشم اگر من به جوی نفروشم

خرقه پوشی من از غایت دین داری نیست پرده‌ای بر سر صد عیب نهان می‌پوشم

من که خواهم که ننوشم بجز از راوق خم چه کنم گر سخن پیر مغان ننیوشم

گر از این دست زند مطرب مجلس ره عشق شعر حافظ ببرد وقت سماع از هوشم

----------------------------- ----------------------- -----------------------

           
چهار شنبه 31 فروردين 1390برچسب:, :: 12:53
کیمیا

 

گفتم: خدایا از همه دلگیرم گفت: حتی از من؟


گفتم: خدایا دلم را ربودند گفت: پیش از من؟

...
گفتم: خدایا چقدر دوری گفت: تو یا من؟

...

گفتم: خدایا تنها ترینم گفت: پس من؟


گفتم: خدایا کمک خواستم گفت: از غیر من؟


گفتم: خدایا دوستت دارم گفت: بیش از من؟


گفتم: خدایا اینقدر نگو من گفت: من توام تو من...
 

----------------------------- ----------------------- -----------------------

           
دو شنبه 29 فروردين 1390برچسب:, :: 9:34
کیمیا

 
 
 

گر رود دیده و عقل و خرد و جان تو مرو


که مرا دیدن تو بهتر از ایشان تو مرو


آفتاب و فلک اندر کنف سایه توست


گر رود این فلک و اختر تابات تو مرو
 

----------------------------- ----------------------- -----------------------

           
دو شنبه 29 فروردين 1390برچسب:, :: 9:27
کیمیا

 

 
 
مطمعن باش برو . . .

 
ضربه ات کاری بود . . .

 
دل من سخت شکست

 
و جه زشت به منو سادگیم خندیدی

 
به منو عشق پاکم که خیالم می گفت تا ابد مال تو بود . . .

 
تو برو . . .

 
تا تکه های دل خود را آرام سر هم بند زنم.
 

 

----------------------------- ----------------------- -----------------------

           
دو شنبه 29 فروردين 1390برچسب:, :: 9:13
کیمیا

 

 
 
 
 
بی تو همه چیز منجمد می‌شود
 
حتی زمان هم می‌میرد.

 
شعرها و ترانه‌ها
 
بی تو بر لب‌ها می‌خشکد
 
و لب‌ها دیگر حرفی برای گفتن ندارند
 
و حرف‌ها معانی خود را به ریشخند می‌گیرند.

 
همیشه به من گرمای عشق نثار کن
 
که عاشق دلباخته‌ی بی قرار و مشتاقت،
 
جانش رهین مهر توست
 
و بی عشق تو زمستانی‌تر از باغ سرما زده خشکی خواهد بود
 
که امیدی به آبادی ندارد
 
و آواره‌ تر از بادی که هیچ سرزمینی او را قرار نخواهد بود.

 
همیشه به من گرمای عشق نثار کن
 
که بی تو وعشق تو می‌میرم

 

----------------------------- ----------------------- -----------------------

           
دو شنبه 29 فروردين 1390برچسب:, :: 8:50
کیمیا

 

نیمه شب آواره وبی حس وحال...

درسرم سودای جامی بی زوال

پرسه ای آغاز کردیم در خیال...

دل به یاد آورد

ایام وصال

از جدایی یک دو سالی می گذشت...

یک دو سال ازعمررفت وبرنگشت

دل به یاد آورد اول بار را...

خاطرات اولین دیدار را

آن نظربازی و آن اسراررا...

آن دو چشم مست آهووار را

همچو رازی مبهم و سر بسته بود...

چون من از تکرار او هم خسته بود آمد

و

هم آشیان شد با من او...

هم نشین و هم زبان شد با من

او دامنش شد خوابگاه خستگی...

اینچنین آغاز شد دلبستگی

وای از آن شب زنده داری تا سحر...

وای از آن عمری که با او شد بسر

مست او بودم زدنیا بی خبر...

دم به دم این عشق می شد

----------------------------- ----------------------- -----------------------

           
یک شنبه 28 فروردين 1390برچسب:, :: 12:15
کیمیا

 

 

به تو عادت کرده بودم

اي به من نزديک تر از من

اي حضورم از تو تازه

اي نگاهم از تو روشن

به تو عادت کرده بودم

مثل گلبرگي به شبنم

مثل عاشقي به غربت

مثل مجروحي به مرهم

لحظه در لحظه عذابه لحظه هاي من

بي تو تجربه کردن مرگه

زندگي کردن بي تو

من که در گريزم از من

به تو عادت کرده بودم

از سکوت و گريه شب به تو حجرت کرده بودم

با گل و سنگ و ستاره از تو صحبت کرده بودم

خلوت خاطره هامو با تو قسمت کرده بودم

خونه لبريز سکوته

خونه از خاطره خالي

من پر از ميل زوالم

عشق من تو در چه حالي

----------------------------- ----------------------- -----------------------

           
یک شنبه 28 فروردين 1390برچسب:, :: 12:10
کیمیا
 
 
چه قدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت گرفته

به جاش یه زخم همیشگی به قلبت هدیه داده زل بزنی

و به جای اینکه لبریز کینه نفرت بشی

حس کنی هنوزم دوسش داری

چه قدر سخته دلت بخواد سرتو باز به دیوار تکیه بدی

که یـک بار زیر آوار غرورش همه وجودت له بشه

چه قدرسخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی

اما وقتی دیدیش هیچ چیز جز سلام نتونی بهش بگی

چه قدر سخته وقتی پیشته سرتو بندازی پایین و آروم اشک بریزی

چون دلت براش تنگ شده، اما آروم اشکاتو پاکنی تا متوجه نشه...

چون حتما فکر می کنه دیوونه ای!

چه قدر سخته وقتی پشتـت بهشه

دونه های اشک صورتت رو خیس کنه
 
 

اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوز دوسش داری

چه قدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگران ببینی

و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت زیر لب آروم بگی

گل من باغچه نو مبارک...
 
----------------------------- ----------------------- -----------------------

           
یک شنبه 28 فروردين 1390برچسب:, :: 12:6
کیمیا

کاش بودی زندگی بی تو ،چرایی بیش نیست

کاش بودی ، زنگ تکرار زمان آشفته است

روز و شبهایش به یغما می برند

صورت زیبای ایام تو را...

خط تقدیرم ببین

انگار هنوز خطش یکیست

بس که انکارم کنی از چشم خود

بس که آشوب می کنی قلب مرا

با صدای رفتنت

با قدم های که می کوچد ز قلب

کوچه های دل بدون تو ، ببین خاکسترند ...

در جوار قلب من آشفتگی است

خانه اش ویران شود

چون که ایام مرا ریشخند زند

روزگارم را نبین آشفتگی

روزگاری حس گرما داشتیم

حس زیبای نفس

که ز آغوش امید معنا بود

حال نبین رنگ نفس

بوی تنهایی ما جار می زند

<<من همان فرهادم>>

----------------------------- ----------------------- -----------------------

           
یک شنبه 28 فروردين 1390برچسب:, :: 12:0
کیمیا
ashegh.jpg

خنده دار است نه؟

من و دیوانگی؟

من و عشق؟!

اولین برگ پاییز

كه به زمین افتاد من دیوانه شدم.

می دانی من به پاییز حساسیت دارم

و

ضد حساسیتم تو هستی.

وقتی بودی سكوتت مرا رنج می داد اما حالا نبودنت

حالا می فهمم كه فقط حضورت برایم مهم بود .

حضوری با تمام وسعت سكوتت.

<<من همان فرهادم>>

----------------------------- ----------------------- -----------------------

           
جمعه 26 فروردين 1390برچسب:, :: 1:57
کیمیا

 

... فکرت عبور می کند از من

 

مریم ها می شکفند

 

سرمست ام!

 

*

 

ساقه ای سبز می پیچد در من

 

ریشه می دواند

 

در قلبم

 

*

 

سرشارم!

 

شعله می شوم

 

می نشینم بر کاغذ های کاهی

 

*

 

آرامم!

 

میان ِ سطور گرم و خموش

 

*

 

زیرا که من

 

بهشت کوچک خود را

 

دارم!

<<من همان فرهادم>>

----------------------------- ----------------------- -----------------------

           
جمعه 26 فروردين 1390برچسب:, :: 1:55
کیمیا

راهم را گم کرده ام

در گذر از دهلیز قلبت

چشمانت را ببند و مرا بیاب!

به فاصله یک نفس با تو منتظرت هستم

<<من همان فرهادم>>

----------------------------- ----------------------- -----------------------

           
جمعه 26 فروردين 1390برچسب:, :: 1:53
کیمیا


 

زیبا شــــده ای

 

زیـبایی ای از آن دست

 

که در شعرم پنهـان شـوی

 

و رازت را تنها با تماس سر انگشتان

 

با پوستت بتوان کشف کرد

 

زیبا شــــده ای

 

آن چنان که به شگـفـتم وامیداری ...

 

می خواهم کاشف زیبایی سرزمینی باشم

 

که زیبایی و نجابت

 

در آن موج می زند ...

 

زیبا شــــده ای

 

آن چنان که می خواهم

 

برای همیشه در شعرم بنشینی ...

 

<<من همان فرهادم>>

----------------------------- ----------------------- -----------------------

           
جمعه 26 فروردين 1390برچسب:, :: 1:44
کیمیا

از کجا بدانم که برمی گردی؟
قلب آشفته ام را با خودت ببر
شاید فردایی مرا نیز بهانه جویی کرد
از کجا بدانم که برمی گردی؟
نسیم را با خودت ببر
باد همیشه بوی آغوش گرمت را برایم می آورد
شاید روزی دلم گرفت
به دنبال باد روی شانه های تو سوار شدم
مثل کوچه های قدیم خاطرات
روی شانه هایت سوارم می کردی
تا سیب سرخ همسایه را بچینم.
از کجا بدانم که برمی گردی؟
دستانم را ببین
هنوز نرفته ای ولی تو را زمزمه می کنند
اصلاً بمان
فکر کن جاده ای برای رفتن نیست

<<من همان فرهادم>>

----------------------------- ----------------------- -----------------------

           
جمعه 26 فروردين 1390برچسب:, :: 1:41
کیمیا

ناخن خشکی نکن
بگذار در آغوش گرمت
امشب نیز بخوابم
آخر معلوم نیست
شاید ، فردایی بیاید
که تو نباشی...
ناخن خشکی نکن
بگذار بوسه بارانت کنم
شاید اصلا ً فردا من نباشم
آنوقت صورتت ترکهای ایام را نمی توانند تحمل کنند...
ناخن خشکی نکن
بگذار غرق تماشای یکدیگر شویم
شاید فردایی که می آید
نه تو باشی ،نه من
می خواهم آن دنیا
همدیگر را راحتر پیدا کنیم ...

<<من همان فرهادم>>

----------------------------- ----------------------- -----------------------

           
جمعه 26 فروردين 1390برچسب:, :: 1:39
کیمیا

 

صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو

 

 یا دل از دیده ی تو سیر شود  بعد برو

 

تو اگر کوچ کنی بغض خدا می شکند

 

صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو

<<من همان فرهادم>>

----------------------------- ----------------------- -----------------------

           
جمعه 26 فروردين 1390برچسب:, :: 1:38
کیمیا

 

رگ خواب این دل تو دست تو بوده

 

ترک های قلبم شکست تو بوده

 

منو با یه لبخند به ابر ها کشوندی

 

با یک قطره اشکت به آتیش نشوندی

 

مدارا نکردی با دلواپسیم و

 

ندیده گرفتی غم بی کسیمو

 

با این آرزویی که بی تو محاله

 

یه شب خواب آروم فقط یک خیاله

 

چقدر حیفه این عشق همینـــجور هدر شه

 

یکی از منو تو  ، بره در به در شه

 

باید سر کنم با همینــجای خالی

 

حالا تو نبودم بگو در چه حالی؟

 

مدارا نکردی با دلواپسیم و

 

ندیده گرفتی غم بی کسیمو

 

با این آرزویی که بی تو محاله

 

یه شب خواب آروم فقط یک خیاله

 

تقدیم به عشقم

----------------------------- ----------------------- -----------------------

           
جمعه 26 فروردين 1390برچسب:, :: 1:32
کیمیا

 

نبسته ام به کس دل، نبســـــته کس به من دل

 

چو تخــــته پــاره بـــر موج رهـــا رهـــا، رهـــا من
                 

 

          * * *

 

 

ز مــــن هر آنکــه او دور، چـو دل به سینه نزدیک

 

به مـــن هر آنکـه نزدیک، ازو جــــــدا، جــــدا من
                      

 

      * * *

 

 

نه چشــــم دل به ســـــویی، نه باده در سبویی

 

که تــــر کـــــنم گـلـــــــویی، به یاد آشنــــــا من

                        

   * * *

 

ســــــتاره هــــا نهـــــــفتم در آسمـــــان ابــــری

 

دلــــــم گرفته ای دوست، هـــــوای گریــه با من

 

                           * * *

 

نبسته ام به کس  دل، نبســـــته کس به من دل

 

چو تخــــته پــاره بـــر موج رهـــا رهــــا، رهـــا من

سیمین بهبهانی

----------------------------- ----------------------- -----------------------

           
جمعه 26 فروردين 1390برچسب:, :: 1:30
کیمیا

ای آخرین قمار من مست در به در

 

ای واپسین بهار من مانده در سفر

 

دل با تمام حال خرابش فدای تو

 

آری فدای تو آری شکسته تر

 

در کنج قلب من پیر بی رمق

 

مرغی به یاد تو هی میزند به در

 

شاید رسیدی و شاید نگاه تو

 

افتد به این قفس، و نشانی ز بال و پر

 

من با نگاه تو آرام می شوم

 

اما دریغ نگاهی در این گذر

 

من عاشقم که بمیرم برای تو

 

 یعنی برای تو ، از این خلاصه تر

<<من همان فرهادم>>

----------------------------- ----------------------- -----------------------

           
جمعه 26 فروردين 1390برچسب:, :: 1:27
کیمیا
درباره وبلاگ


مرا اینگونه باور کن... کمی تنها ، کمی بی کس ، کمی از یادها رفته... خدا هم ترک ما کرده ، خدا دیگر کجا رفته...؟! نمی دانم مرا آیا گناهی هست..؟ که شاید هم به جرم آن ، غریبی و جدایی هست..؟؟؟
نويسندگان
پيوندها

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان خاطرات یه عاشق شکست خورده . . . و آدرس my_memory_my_dlnvsht.LoxBlo g.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.








نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

<-PollName->

<-PollItems->

آمار وب سایت:
 

بازدید امروز : 86
بازدید دیروز : 6
بازدید هفته : 93
بازدید ماه : 110
بازدید کل : 41671
تعداد مطالب : 69
تعداد نظرات : 22
تعداد آنلاین : 1



ساخت كد صوتی آنلاين

آمار سایت